«نخستين گام شيطان در اضلال انسان بعد از تلقين جهل علمي و القاي انديشه باطل، «وسوسه» عملي و پس از آن «امر» است كه خودْ وسوسه متكامل و متراكم است. در «امر» نيز اوّلين گام و مأمورٌ به او «سوء»، آنگاه «فحشاء» و سپس «تشريع و بدعت» است؛ يعني نخست تمرّد عملي در برابر قانون مشروع و سپس جرأت تشريعي براي قانونگذاري است.كار شيطان جز امر به زشتي چيز ديگري نيست و مأموران او در اين امر، توده مردماند.امر شيطان به سوء و به بدتر از آن، يعني فحشا، در مقابل امر خداي سبحان به عدل و به بالاتر از آن، يعني احسان است.وسوسه و امر، همچون «عداوت»، هم به نفس وهم به شيطان اسناد داده شده است. البته وسوسهكننده و آمر اول، شيطان است، و نفسِ فريب خورده تبهكار عاملِ مباشِر و قريب و مجري طرح و دستور اوست.شيطان پس از آنكه كسي را به سوء و فحشا واداشت او را كه به جاهلانه سخن گفتن عادت داد به تدريج وادار ميكند تا جاهلانه سخن گفتن را درمسائل اعتقادي اخلاقي، فقهي و حقوقي به مرز بدعت برساند و چيزي را كه نميداند با علم و عمد به خداوند نسبت دهد. چنين نسبتي، تشريع و از بزرگترين گناهان و در حدّ كفر است».12
لذا یک مربی متدین میتواند متن الحادی را به گونه ای آموزش دهد که متربی را موحد پرورش دهد.و برعکس یک مربی ملحد میتواند متن قرآن را به گونه ای آموزش دهد که متربی ملحد شود.بنابراین اگر تاثیر مربی در رتبه نهم باشد، متن در رتبه دهم قرار میگیرد.

صفحات: 1· 2· 3· 4· 5